گل سرخ

دلداده
نویسنده : محیا - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ آذر ،۱۳۸٧
 

من به دنبال تو می گشتم هزاران سال ها

روز ها ،شب ها تمام فصل ها     

چشم هایم خشک شد بس چشم من مانده به راه

دیدگانم تار شد بس گریه کردم بارها

در همه بیداری وخو ابم حضورت رخ نمود

در تمام لحضه هایم دل یاد یاد ها

روز ها بگذشت و دل از یاد تو لبریز شد

تا رسید آن روزگاران زمان وصل ها

تا زمانی عاشق و دلداده و شیدا شدیم

وز کنون در عاشقی هم پایه ی فرهاد ها

ما به هم جان داده ایم اما فسوس از عاشقی

چون زمانه نیست همراه دل دلداده ها

هر کدام از ما به سویی رو به تنهایی رویم

تا زمانی گر رسد یک دم مجالی از سر دیدارها

ما به هم خو کرده ایم دل داده ایم یک تن شدیم

این چه تقدیریست مارا غربت پیوند ها

ای خدایی که حضورت در زمین و آسمان ها جاری است

اندکی لطفی نما از بهر ما دلداده ها


 
comment نظرات ()
 
انتظار
نویسنده : محیا - ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸٦
 

 http://gallery.photo.net/photo/1870168-md.jpg

روزگاریست که تنها شده ام  ........


در دلم میل تو دارم اما          در هجوم خلوت گرم آغوشی نیست


دست کس نیست نوازشگر من        گیسوانم به پریشانی موج      ونگاهم خسته


بس که در راه تو ماندست به راه


روزگاریست که از عشق تو لبریز شدم            و تو گفتی آرام دوستت دارم از

 اعماق وجود
 
من ز دلبستگی ات عاشق و دیوانه شدم         مست گشتم آرام


 و نگاهم جز تو روی بر هیچ نتافت                   تو شدی کعبه مقصود دلم


در طواف  تو به احرام نشستم ‌‌آرام                    اشک از منشا قلبم بارید


زیر این بارش نور تو نشستی آرام                    غسل باران می کردی


روزگاریست که من منتظرم                            تا ببینم رویت


تا که سیراب شود   این تن خسته من

از نوازشگر تو

از هم آغوشی تو

از صدای گرمت

از نگاهت

از..........


 
comment نظرات ()